|
|
| |||
| ||||
1-شکوفه بابک نژاد
2-ثنا اکبری
3-پردیس بهروزی نیا
4- مینا نژادی
5-مهتاب اکبری
6-فهیمه سعیدی
اصول کنترل آفات گیاهی - اصول کنترل بیماریهای گیاهی - سم شناسی - بیماری شناسی - حشره شناسی
|
|
| |||
| ||||
1-شکوفه بابک نژاد
2-ثنا اکبری
3-پردیس بهروزی نیا
4- مینا نژادی
5-مهتاب اکبری
6-فهیمه سعیدی
با سلام خدمت شما دوست عزیز و ارجمند
هیئت مدیره انجمن علمی گیاه پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی خوراسگان سال جدید و نوروز باستانی را به شما تبریک می گوید.
این انجمن سالی سرشار از پیروزی, موفقیت و سربلندی را از خداوند منان برای شما آرزو میکند.
مقدمه
زنجرک خرما یکی از آفات مهم خرما در ایران است که در اکثر مناطق خرما خیز کشور وجود داشته و پایه های نر و متده ارقام مختلف خرما خسارت وارد می کند. با توجه به اهمیت این آفت، برنامه ریزی صحیح مبارزه با آن در قالب مدیریت تلفیقی مبارزه با آفات خرما ضروری می باشد.
طبقه بندی و مشخصات مرفولوژیک زنجرک های خرما
خانواده Issidae
از این خانواده یک گونه با نام علمی Asarcopus palmarum وجود دارد این گونه دارای بال های کوتاه تر از شکم، رنگ قهوه ای و خرطومی شبیه به سرخرطومی ها می باشد. این گونه در ایران وجود نداشته و تنها شناسایی آن از لحاظ مسائل قرنطینه ای حائز اهمیت است.
خانواده Cicadidae
از این خانواده یک گونه با نام علمی Diceroproprocta apache معروف به زنجرک آپاچی بر روی نخل خرما فعال است. حشره نر و ماده این زنجرک دارای بدنی بزرگ بوده طول بدن 5/3-4/1 سانتی متر و قسمت جلویی بدن پهن تر از قسمت عقبی آن است. بدن در قسمت پشتی دارای رنگ قهوه ای روشن تا تیره بوده که برروی آن در محل اتصال بالها نوار عرضی برجسته ای به رنگ قهوه ای روشن دیده می شود. بال ها غشایی، دارای رنگ روشن و شفاف با رگبال های قهوه ای می باشند. پوره ها قهوه ای رنگ بوده و دارای پاهای جلویی کننده، مناسب جهت نقب زنی در زمین می باشند. گونه مزبور نیز در ایران وجود نداشته و تنها از لحاظ مسائل قرنطینه ای حائز اهمیت است.
خانواده Tropiduchidae
از این خانواده تنها یک گونه با خصوصیات مرفولوژیک زیر بر روی نخل خرما فعال است. گونه مزبور تنها گونه زنجرک خسارتزا در شرایط نخلستان های ایران است.
زنجرک خرما
حشره ماده کامل دارای رنگ زرد روشن مایل به سبز و طول 6-5 میلی متر می باشد. روی بدن این حشره چهار تا ده لکه سیاه رنگ وجود دارد که دو تای آن در قسمت پیشانی و دو عدد دیگر روی فرق سر به طور متقارن وجود دارد. حلقه های هفتم و هشتم شکم نیز دارای لکه سیاه رنگ می باشند. در زنجرک بال دار نر طول بدن 5/3-3 میلی متر بوده و حلقه های هفتم و هشتم شکم لکه های سیاه ندارد و این بهترین وجه تمایز حشره نر از ماده است. انتهای شکم حشره نر قدری پهن تر از ماده ها بوده و بال ها کمی درازتر و روی شکم زنجرک نر را می پوشاند. تخم های زنجرک خرما بیضی شکل بوده و طول آنها 8/0 -5/0 میلی متر و به پهنای 13/0 1/0 میلی متر می باشند. شکل ظاهری تخم در قسمت جلو کمی بر آمده و در قسمت عقب آن باریک تر است. رنگ تخم ها در ابتدا سبز روشن و سپس به زردی می گراید.
پوره سن یک زنجرک سفید بوده و طول آن به 25/1-1 میلی متر می رسد. چشم ها قرمز رنگ و در این مرحله علایم بال ظاهر نشده است. پوره سن دو نیز سفید رنگ و طول بدن آن به 25/2-75/1 میلی متر می رسد و دو نوار خاکستری در طول کناره بدن دارد. علائم بال تا اندازه ای مشخص است. پوره سن سه زنجرک به طول 5/2-2 میلی متر، بال های آن شکل زائده بوده و حلقه اول شکم و قسمتی از حلقه دوم را می پوشانند. رنگ بدن یدن زنجرک در این سن زرد روشن است. پوره زنجرک پس از خروج از تخم دارای سه جفت پای کوچک می باشد و در انتهای شکم رشته های مومی دارد که تعداد آنها به 16 عدد می رسد. طول این رشته ها 3 میلی متر و در تمام مراحل پورگی وجود دارند ولی در زنجرک بالدار رشته های مومی مزبور دیده نمی شود.
خسارت زنجرک خرما
طرز خسارت آفت به این صورت است که زنجرک های بالدار و پوره های آنها به وسیله خرطوم خود شیره برگ ها و مواد سبزینه را مکیده و فضولات شیرین چسبناکی ترشح می کنند. در نخیلات مورد حمله سطح رویی برگ و گاهی میوه خرما آلوده به فضولات زنجرک شده و چسبناک می شوند به همین علت در جنوب کشور به این آفت شیره یا عسلک نیز می گویند. برگچه های درختان مورد حمله به تدریج خشکیده، میوه ها چروک خورده، رنگ پریده، لاغر و کم شهد می شوند این قبیل میوه ها بازار پسندی خود را از دست می دهند.
زیست شناسی
زنجرک خرما دارای دو نسل در سال می باشد. زیست شناسی در زنجرک خرما به صورت هترودینامیک با دگردیسی ساده است که در این روش، محیط زندگی و رژیم غذایی پوره و حشره کامل آفت یکسان می باشد و از نظر شکل عمومی قطعات دهانی، پاها، شاخک ها، چشم ها شبیه یکدیگر بوده و دارای رشد تدریجی هستند.
مقایسه خصوصیات زیست شناسی نسل های مختلف آفت
مهم ترین خصوصیاتی که در رابطه با برنامه های مدیریت مبارزه زنجرک خرما اهمیت دارند مدت تفریخ تخم و طول دوره نشو و نمای پوره ها می باشد. هر چه طول دوره پوره گی در دو نسل مساوی می باشد در صورتی که دوره تفریخ تخم در نسل زمستانه طولانی تر از نسل تابستانه می باشد. از آن جا که در نسل تابستانه طول مدت تفریخ تخم کوتاه تر است برنامه ریزی مبارزه راحت تر می باشد.
بوم شناسی
نقش عوامل اقلیمی در فعالیت زنجرک خرما
سرما و یخبندان
از مهمترین عوامل اقلیمی موثر در فعالیت زنجرک خرما سرما و یخبندان می باشد. در بررسی های آزمایشگاهی مشخص شده است که بعد از وقوع یخبندان بیش از 90% جمعیت این آفت نابود شده و بیشتر جنین های موجود در داخل تخم زنجرک خرما از بین رفته اند.
باران
باران می تواند به طور مستقیم از طریق شستشوی بسیاری از آفات خرما مانند کنه تارتن خرما، زنجرک خرما و شپشک های خرما در کاهش تراکم جمعیت آنها موثر باشد. از طرفی افزایش میزان بارندگی باعث افزایش رطوبت نسبی در نخلستان شده و در صورتی که تراکم کاشت و یا میزان علف های هرز بالا با فراهم آوردن شرایط رشد مناسب برای آفات رطوبت دوست خرما، نظیر زنجرک خرما می تواند نقش مهمی در افزایش تراکم جمعیت آنها داشته باشد.
نور
این آفت نور گریز می باشد به طوری که پوره های این آفت در بیشتر موارد در سطح زیرین برگ ها قرار داشته و زنجرک های ماده نیز همیشه برگ های سبز و شاداب را در معرض نور شدید خورشید نباشند، برای تخمریزی انتخاب می کنند.
دشمنان طبیعی
این عوامل به دو صورت انگلی و شکارگری باعث کاهش جمعیت زنجرک خرما می شوند. از این عوامل می توان به زنبور Bracon sp و Goniozus sp اشاره کرد. هم چنین شکارچی های بال توری و کفشدوزک از مهم ترین دشمنان طبیعی آن می باشند.
روش های مبارزه
· مبارزه فیزیکی:
- پوشاندن خوشه ها:
پوشاندن خوشه ها توسط کاغذهای مخصوص در بعضی کشورها از جمله آمریکا به منظور جلوگیری از تخم گذاری و خسارت زنجرک آپاچی مرسوم است. در این مناطق از زمانی که خوشه ها شروع به تغببر رنگ می کنند این عملیات انجام می شود. در صورتی که عملیات نصب پوشش ها زود انجام شود، حالت آفتاب سوختگی در اثر تجمع حرارت در زیر پوشش آن وجود می آید. برای بررسی اثرات نوع پوشش آزمایش هایی بر روی رقم دگلت نور انجام شده است. این آزمایش ها نشان داده اند که اگر چه پوشش کاغذی در بسیاری از نواحی کشت خرما متداول است، اما تعویض نوع پوشش با انواعی که مانع تجمع حرارت می گردند ضروری به نظر می رسد. پارچه هایی با تخلخل بسیار ریز، دو نوع پوشش پلاستیک های شفاف که قابلیت عبور هوا را دارند، مورد استفاده قرار گرفته است.
- استفاده از تله های چسبیده زرد رنگ:
استفاده از این تله ها باعث به دام افتادن و از بین رفتن تعداد زیادی از افراد جمعیت می شود. برای این منظور لازم است از زمان ظهور پوره های زنجرک تا زمانی که حشرات کامل در شرایط طبیعی حضور دارند تله ها را نصب نموده و مرتبا آنها را مورد بازدید قرار داد و در صورت پرشدن سطح تله هانسبت به تعویض آنها اقدام نمود.
· مبارزه زراعی:
روش های مبارزه زراعی با زنجرک خرما شامل موارد زیر است:
- رعایت فاصله کاشت مناسب در نخلستان:
به طور کلی زنجرک خرما در نخلستان های متراکم و همچنین در نخلستان هایی که پاجوش و تنه جوش زیادی داشته و دارای محیط های سایه دار و محفوظ از باد هستند خسارت بیشتری می زند. بنابراین در هنگام احداث باغ رعایت فاصله کاشت مهم بوده کاشت 8*8 متر توصیه می شود.
- هرس و تکریب درختان خرما:
قطع برگ ها و دمبرگ های اضافی و حذف پاجوش ها در کاهش تراکم جمعیت آفت موثر می باشد. از آن جا که پوره و حشره کامل زنجرک خرما دارای توانایی جابه جایی هستند هنگام هرس به برگ های بالایی منتقل می شوند، بنابراین هرس برگ باید در زمانی انجام شود که آفت در مرحله تخم است. برای این منظور می توان از اواسط آذر ماه تا اواخر اسفند ماه اقدام به هرس نمود. در بررسی های انجام شده مشخص شده که حدود 40 درصد تخم های آفت در برگ های ردیف های پایینی قرار داشته و بهتر است برگ های آلوده به افت از باغ خارج شوند.
- توجه به وضعیت تغذیه درختان:
از آن جا که این آفت با تغذیه از شیره درختان خرما باعث تضعیف آنها می شود، توجه به وضعیت تغذیه درختان بسیار مهم است.
· مبارزه شیمیایی:
زنجرک خرما در شرایط ایران بسیار اهمیت دارد در صورت خسارت اقتصادی، برای مبارزه با آن دو نوبت سمپاشی لازم می باشد. سمپاشی اول همزمان با سمپاشی علیه کرم میوه خوار خرما بوده و نوبت دوم سمپاشی در صورت لزوم پس از برداشت محصول انجام می شود. بنابراین تاثیر کمتری بر زیست – بوم کشاورزی خرما دارد. از جمله سموم توصیه شده می توان به مالاتیون 57 درصد (2 در هزار)، نکسیون 25 درصد (یک در هزار)، دیوتوات و رلدان اشاره کرد. رزاقی (1371) در هرمزگان چهار ترکیب شیمیایی را برای مبارزه این آفت مورد آزمایش قرار داد. این ترکیبات شامل دانیتول، زولون، دیازیتون و اکتیلیک بوده اند. در بین ترکیب های شیمیایی مورد بررسی سموم دانیتول، زولون و دیازینون مناسب تر از سم اکتیلیک می باشند. در این میان سم زولون بدلیل کم خطر بودن برای محیط و دشمنان طبیعی از اهمیت نخست برخوردار بوده و پس از آن سم دیازینون توصیه می شود.
سمپاشی هوایی:
یکی از روش هایی که در سال های گذشته برای مبارزه با آفات خرما نظیر کرم میوه خوار خرما، زنجرک خرما و کنه تارتن خرما به کار برده شده است، سمپاشی هوایی می باشد. با توجه به این که برگ های درخت خرما مانند چتری روی خوشه های خرما قرار می گیرند، به نظر می رسد که سم پاشیده شده نتواند خوشه های خرما و برگ های داخلی را به طور کامل کامل پوشش دهد. استفاده از هلی کوپتر به دلیل شرایط ویژه آن تا حدی در افزایش راندمان سمپاشی هوایی در نخلستان ها موثر است
نماتد ساقه و پیاز Ditylenchus dipsaci
نماتد ساقه و پیاز Ditylenchus dipsaci (Kuehn) Filip گسترش جهانی دارد. بیشتر در مناطق معتدل شیوع دارد و خسارت میزند. بیماری اولین بار در هلند درسال1883 ودر ایالات متحده درسال 1931 گزارش شده است.
در ایران نماتد Ditylenchus dipsaci در روی یونجه گزارش شده است. علاوه براین نماتد به 400 گونه گیاه حمله میکند. اما نژاد خاصی از نماتد به پیاز حمله میکند. سبزیهائی از قبیل،سیر، لوبیا، باقلا، کلم، هویج، کرفس، مارچوبه، جعفری، نخود، سیبزمینی و کدو مورد حمله نماتد Ditylenchus dipsaci قرار میگیرد.
مرفولوژی و بیولوژی
عامل بیماری نماتد Ditylenchus dipsaci (Kuehn) Filip میباشد که طول آن3/1-1 میلیمتراست وحدود30 میکرومترقطر دارد. روی بدن استوانهای آن خطوط اریب دیده میشود. دم نماتد نر و ماده تیز است هر نماتد ماده 200تا500 تخم میگذارد. اولین پوستاندازی در تخم انجام میشود. پوره مرحله دوم از تخم خارج شده، به سرعت پوست دوم و سوم را نیز انداخته و پوره قبل از بلوغ یا عفونتزا را تولید میکند.این پوره میتواند شرایط یخبندان و خشکی شدید را تحمل کرده و در داخل بافتهای گیاهی مثل ساقهها، برگها، پیازها، بذرها یا درداخل خاک به سر میبرد.هنگامی که قسمتهای هوایی گیاه میزبان با غشائی از آب پوشیده میشود،نماتدها به طرف بالا حرکت کرده و خود را به سر شاخهها و برگهای جدید و جوان میرسانند و سپس از طریق روزنهها، شکافها یا مستقیما به داخل پایه ساقهها یا محور برگ رخنه میکند. بعد از ورود به گیاه میزبان پوست چهارم را انداخته ،تبدیل به نر یا ماده میشود. چرخه کامل زندگی حدود19تا25 روز طول میکشد. تولیدمثل فقط مواقعی که هوا سرد است متوقف یا کند میشود. وقتیکه پیازها شدیدا آلوده شدند ،میپوسند، پورههای قبل از بلوغ ازآنها خارج شده و گاهی اوقات دراطراف ساقه زیرزمینی پیازهای خشک شده به صورت توده سفید خاکستری پنبهای که پشم نماتد خوانده میشود اجتماع کرده وبرای سالهای سال در همین جا میتواند زنده بمانند.
وقتی که نماتدها به بذر در حال جوانه زدن یا گیاهچه جوان حمله میکنند، از نزدیکی کلاهک ریشه هیپوکوتیل یا از نقاطی که هنوز داخل بذر است وارد میشوند. نماتدها بیشتر روی سلولهای پارانشیمی پوست تغذیه میکنند. در همین حال سلولهای اطراف نماتدها شروع به تقسیم شدن و بزرگ شدن میکنند. نتیجتا برجستگیهایی روی گیاه بوجود میآید. گیاهچهها بسته به اندازه و تراکم این برجستگیها ممکن است ناقصالعضوشده پیچیده شوند،انحنا حاصل کنند ویا بصورت دیگری تغییر شکل دهند. شکاف برداشتن اپیدرم اغلب راه ورود برای مهاجمین ثانوی از قبیل باکتریها و قارچها باز میکند. بعد از رخنه نماتد سلولها بزرگ میگردند، کلروپلاستها ناپدید، فضاها بین سلولی داخل بافت پارانشیم افزایش مییابند. این اثرات اغلب قبل از تماس نماتد باسلولها ایجا میشود. واین دال براین است که تراوشات بزاقی قبل از پیشرفت نماتد منتشر میگردند.
علائم و نشانههای خسارت :
در مزارع آلوده به نماتد Ditylenchus dipsaci ظهور گیاهچههای پیاز به کندی انجام گرفته، میزان سبز شدن گیاه بطور قابل ملاحظهای تقلیل مییابد. بیشتر از نصف تعداد گیاهچههای ظاهر شده بیمار و زرد رنگ هستند، پیچ خورده و هلالی بنظر رسیده ودر امتداد کوتیلودون نواحی برجستهای دیده میشود. کوتیلودونها معمولا باد کردهاند و اپیدرمشان به صورت توری ترک برداشته و بیشتر گیاهچههای مریض ظرف سه هفته بعد از کاشت از بین میروند و بقیه بعدا میمیرند. وقتی که در داخل خاک آلوده پیاز کاشته میشود علائم روی گیاهان درحال رشد تقریبا بعد ازسه هفته شروع میگردد وشامل کوتولگی، لکههای زرد کم رنگ، آماس و زخمهای باز روی برگهاست.
روی ساقه،جوانهها یا گیاهان جوان برآمدگیهایی بوجود میآید وبرگها کوتاه وپیچیده میشوند. نوک برگها از بین میرود و برگهای مسنتربه دلیل ازبین رفتن تیغهی میانی سلولها چنان ضعیف میشوند که نمیتوانند خود را قائم نگهدارند و روی زمین میغلطند. ساقه و گردن پیاز نرم میگردد. پیازهای آلوده ممکن است شکاف بردارند یا اینکه جوانه زده و دوپیازه و ناقص شوند. پیازهای آلوده گاهی از بیرون سالم به نظر میرسند اما در انبار میپوسند.
کنترل:
1- تناوبهای طولانی (2-3 سال) با گیاهان مقاوم از قبیل اسفناج، چغندر، کاهو و گیاهان خانواده غلات
2- استفاده ازپیازو بذرعاری ازنماتد
3- ضد عفونی پیازو بذرآلوده با قراردادن درآب 46 درجه سانتیگراد به مدت یک ساعت
4- مبارزه درمزارع بوسیله فومیگاسیون خاک
5- بعداز کاشت سموم نماتدکشDD
6- برای جلوگیری ازآلودگی مجدد ضد عفونی وسایل کشاورزی
ایو باکتری ها يا باکتری های حلالی بدون جدار سلولی
ایو باکتری ها يا باکتری های حلالی بدون جدار سلولی و با جدار سلولی که عوامل بیماریزای محدود درشبکهی آوندهاي عآلي در گياهان ميباشند
مقدمه:میکرواروگانیزم های مورد مطالعه در این تحقیق شامل دو گروه باکتری ها ی حلالی به نام ملیکیوتس که یکی از گروه گونه های پست ، سیتوزین مثبت و گرم مثبت که فاقد دیواره سلولی کلاسیک Mollicutes بوده ودیگری شامل دو باکتری قرمز رنگ بنام پروتیباکتری ها از گروه گونه های گرم منفی می بــاشد . بعضی ازاین ار گانیزم ها به آوندهای عآلی گیاهان حمله کرده و تولید بیماری می نمایند. بنابراین آنها جزء عوامل بیماریزای گياهي محسوب شده در حالي كه انواع ديگر فقط بر روی بافتهای گیاهی مخصوصاً گلها مشاهده شده و بیماریزا نیستند. از میان باکتریهای بیماریزا بر روی آوندهای عآلی فقط نوع اسپیرپلاسماها قابل کشت می باشند در حالی که نوع فايتوپلاسماها و دو نوع از پرتی یو باکتریها هرگز کشت نشده اند. از زمان اولین گردهمایی مربوط به آلودگی باکتریيايي ویا شبكه باكتري در محیطهای کشت بافت در سال 1987 که در آن گردهمایی ملیکیوتس های گیاهی برای اولین بار معرفی شدند تا به حال مطالعات زیادی در خصوص آنها صورت گرفته مخصوصاً در خصوص باكتريهاي دارای دیواره سلولی که به آوندهای گیاهان حمله می کنند. پیشرفتهای مربوط به رده بندي ، خصوصيات طبقه بندي ، شناسایی و تشخیص این ارگانیزم ها دراين تحقيق بررسي گرديده كه غالبِأ بخاطر وجود این تکنولوژیهای جدید ویا اصلاح شده درزمینهی بیوشیمی مولکولی ، بیولوژی وژنتیک مخصوصاً در رابطه با زنجیرههای مولكول DNA ريبوزمي S16 و مقايسه الكتروفريسيس به منظور اندازه گيري وآزمايش UGA با كدهاي قابل استفاد ه بوده است. آزمايش UGA به منظورمتوقف كردن كدها ويا براي كد تريپتوفان، تعيين كلسترول 80 مورد نياز مليكيوتس آزمايش، مربوط به سيستم قند تراسفرز (PTA ) احيا كننده و بالاخره برای احیاء فراگمنت هاي DNA مخصوص که دارای زنجیره ی احیاء پلی مرز ( (PCR جهت واکنشهای زنجیره ای براي شناسایی خصوصیات عوامل باکتریزا وعلل دیگرمورد استفاده قرار گرفته است. اثبات و بررسی مراکز و محل اولیه باکتریهای حلالی ازنوع ملیکیوتس: مقایسه زنــــــجیره های DNA ریبوزمی 16S مربوط به گروه مليكيوتس ها با باکتریهای دیگر نشان داده است که، ملیکیوتسها دارای یک شبکهی پلی لوژنتیک درخت مانند از نوع باکتریهای حلالی گرم مثبت می باشند . در حال حــاضر ملیکیوتس ها به علت تکامل بعضی ژنها ی خود را ازدست داده واندازه آنها تحليل رفته است. در صورتی که نژاد اولیهی آنها باکتریهای گرم مثبت بوده که دارای (G+C)كمتري در ژن آنها وجــود داشته است. اقوام نزدیک باکتریهای حلالی که دارای دیوارهی سلولی بسته ميباشند، شامل دو گونه گرم مثبت با G+C)) كم بنامهای clostridium ramosum و innocuum clostridium
می باشند. این نوع کلستریدياها شبیه ملیکیوتسهای اولیه بوده که انروپلاسماز واستروپلاسمازآنها هنوز از نــــــوع مخصوص انیربز می باشد که نشان دهندهی انیربیوسز وراثتی موجود در نژادهای اولیه آنها نیزهــــست؛ مقاومت موجود در مليكيوتسها و همچنین در دو گروه کلستریدیال احتمالا از نژادهای اوليه آنها كه داراي(G+C) كمي در ملكول DNA بودهاند بهارث رسيده است. فایــــــــــلوژنتیک درختی ملیکیوتسها: این درخت پنج گروه فایلوژنتیکی را نشان می دهد
(1) گـــــــروه اسپیروپلاسما شامل دو گو نه جديد mesoplasma وEntomoplasma اما بعضی از انواع به خصوص Mycoplasma مثل M.mycoides نیز مشاهده میگردد
(2) گـــــــروهmycoplasma pneumonias .
3)) گــــــروه mycoplasma hominis))
(4) گروه انيرو پلاسما اكوليد پلاسما كه در اين گروه فايتو پلاسما خوشهاي مي باشد.
(5) گروه استرو پلاسما كه فقط داراي يك نوع باكتري مي باشد . مليكيوتس هاي كه داراي شاخه هاي فايلوژنتيكي نزديك به هم با (G+C) كم وگرم مثبت بوده در آنها از دست رفتن ديواره سلولي درهمان اوايل صورت گرفته است. (شكل2) كه علت آن از دست رفتن ژن (شكل2 GL ) در طول تكامل بوده است . شاخه شاخه شدن گروه استرولي پلاسما نشان دهنده ي ازدست دادن ديوارهي سلولي در مراحل اوليه ميباشد . احتمالاً اين مطلب صحيح نميباشد، زيرا عمل شاخه شاخه شدن در اين گروه هنوز صورت نگرفته است؛ در كد ژنتيكي يونيورسال فقط يك كد براي تريپتفان وجود دارد كه عبارتند از 3 .5uGG مليكيوتسها به عنوان ارگانيزم هاي داراي ( (G+Cكم موفق به ساخت كد جديد تريپتفان با G كمتر بنام 5UGA شده اند كه در آن 3A بجاي 3G در UGG قرار گرفته است. اين مطلب به صورت Trp =UGA نشان داده شده است. براي انجام اين جابجايي آنها يك مولكول RNA جديد را با آنتي كد 5VCA3 كه قابليت ترجمه UGA و UGG را دارد بوجود آوردهاند. ((4 را ببينيد )) بنابراين در تكامل اخير مليكيوتسها مثل اسپيروپلاسما، انتموپلاسما، مزوپلاسما، مايكوپلاسما و يوريوپلاسما ژن UGA به عنوان كد تريپتوفان مورد استفاده قرار گرفته است در حالي كه در مليكيوتسهاي اوليهي مثل انيرپلاسما، استروپلاسما، اكولي پلاسما، فايتوپلاسما ژن UGA به عنوان كد متوقف كننده مورد استفاده قرار گرفته است؛ هر چند كشت فايتوپلاسما امكان پذير نمي باشد اما گفته مي شود كه شاخههاي آنها به اكليپلاسما شباهت داشته وآنها مليكوتسهاي حقيقي ميباشند.
رده بندي مليكيوتسها تا حد گونه : تعريف گونه هاي مليكيوتس ها بر اساس خصوصيات مختلفي مثل انيريوسيز، هليكال مرفولوژي، احتياجات كلسترول ويا توين 80، درجه حرارت مناسب رشد وهيدروليز اوره صورت مي گيرد. اندازهي ژنوم به عنوان يك خصوصيت مهم در تعريف گونه مد نظر قرار گرفته است با بوجود آوردن الكتروفرسيس ضرباني(PFGE ) كه يك تكنولوژي دقيقتر وبهتري نسبت به روش اوليه احيا جنبشي ميباشد نشان داده شده است كه در ميان گونههاي زياد اندازهي ژنوم بسيار متفاوت ميباشد؛ نياز كلسترول براي مدت زيادي به عنوان يك عامل اصلي در تشكيل رده بندي در بين مليكيوتسها اهميت داشت. اما كشفيات جديد اين موضوع را در طبقه بندي مليكيوتسها كم اهميت كردهاست. گونههاي زيادي از باكتريهاي حلقوي (اسپيروپلاسما ) مثل S.apils S.floricola S.chinense S.diabroticae بدون حضور كلسترول نيز رشد ونمو كردهاند اين نشان دهندهي اين مطلب است كه خانوادهي اسپيروپلاسماتسي از نظر ژنتيكي به دو شاخه تقسيم شده اند ويك گونه جديد بنام هليكوپلاسما كه شبيه Mollicutes حلالي بوده وبراي رشد احتياجي به استرول ندارد نيز بوجود آمده است؛ همچنين ممكن است نياز كلسترول به عنوان يك عامل مهم در طبقه بندي Mollicutes كاملاً از بين رفته باشد.
باالاخره خانوادهي انتمپلاسماتاليس كه شامل گونه هاي انتمپلاسما ، مزوپلاسما و اسپايروپلاسما ميباشد، براساس محل زندگي رده بندي شده است . در حقيقت بيشترين ميزبان اين خانواده حشرات مي باشند و عامل انتقال دهندهي آنها زنجيرههايي مي باشند كه بر روي برگ گياهان زندگي مي كنند.
روشهاي تشخيص مولكول در خصوص مايكوپلاسمولوژي و مطالعات آنها اخيراً قابل دسترس مي باشد. باكتريهاي داراي ديوارهي سلولي عامل بيماري در سلول آوندي ليبروباكتري وفلوموباكتري (پرني يو باكتري ها ) Candidatus phlomobacter fragariae نامگذاري گرديد. پروتي باكتريهايي از نوع (گاما) به سه زيرگروه مهم تقسيم مي شوند
1- باكتري هاي فتوسنتز كننده ازنوع سولتور قرمز مثل chroatiun
2- گونه هايي كه با بيماريهاي لكهاي همراه هستند.مثل Legionella
3- مخلوطي از انواع غيرفتوسنتز كننده مثل Endosymloiontsو pseudomonadsو Escherichia coli كه به مورچه ها حمله ميكنند. Buchaera كه به شته و مگس تسه تسه ومگس سفيد و زنجره حمله ميكند كه گونهBacter phlomo در همين زير گروه كه بيشترين انگلهاي باكتري حشرات در آن موجود مي باشند يافت ميگردد . بر اساس خاصيت توالي در مولكول DNA ريبوزمي 16S موجود در باكتريBacter phlomo در گياه توت فرنگي يك نوع pcr جديد بوجود آمده است ؛كه براي اولين بار شناخت عامل بيماري توت فرنگي را در گياهان آلوده امكان پذير مينمايد. بدون شك براي شناخت حشره ناقل بيماري نيز مناسب مي باشد. به طور خلاصه هرچند كه كه عوامل زنده وميكروارگانيزم هاي موجود درسلول هاي آوندي معمولاً همراه با بيماري سبز مركبات و زردي لبه ي برگهاي توت فرنگي مي باشند، كشت آنها در محيط آزمايشگاهي امكان پذيرنيست. اما از طريق بدست آوردن مولكول هاي DNA ريبوزمي 16S روش pcr متوالي ومقايسه آنها با DNA ريبوزمي16S موجودات ديگرمي توان آنها را شناسايي كرد. اين تحقيق نشان مي دهد كه شبه باكتريهاي اوليه ، شبه باكتري هاي حقيقي هستند كه دقيقاً به آنها پرتو باكتري گفته ميشود. ليبروباكتري هاي سبز داراي يك زنجيره در زير مجمموعه مربوط به پرتوباكتريها ميباشند اما باكتريphlombacter در توت فرنگي يك زنجيره جديدي است كه مربوط به پرتوباكتري نوع گاما( ) مي باشد. هر دو زير مجموعه آلفا و گاما داراي باكتري هايي مي باشند كه به حشرات نيز حمله مي كند. بنابراين انتقال ليبرو باكتري بوسيله حشرات يك امر معمولي بوده و عامل انتقال باكتريplomobacter نيزمربوط به گروهاي شبه باكتري eubacteria نيزمي باشد.عوامل بيماري محدود در سلول آوندي باكتريهاي بدون جدار ،اسپيروپلاسما و فايتوپلاسماست، برعكس شبه باكتري ها (eubacteria ) كه در گذشته مورد بحث قرار گرفتند، اسپيروپلاسماها وازنوع Mollicutes بوده كه فاقد ديواره سلولي مي دهد.
اسپيروپلاسماها حلالي شكل بوده ودر محيط كشت قابل كشت ميباشد. اما فايتوپلاسماها حلالي شكل نبوده و هر گز قابل كشت نميباشند. اسپيروپلاسماها شامل گروهاي فائلوژنتيك با كد UGA مربوط به تريپتوفان بوده اما فايتوپلاسماها جزئي از گروه اكولي پلاسما بوده كه كدUGA آنها متوقف كننده مي باشد. همچنين خصوصيات فايتوپاتوژنتيكي يا بيماريزائي در اسپيروپلاسما وهمه فايتوپلاسماها درمحلهاي يكسان در گياهان يافت ميشود. اين محلها معمولاً سلولهاي آوندي مَشبك در بافتهاي آوندي ميباشد. اسپيروپلاسماها و فايتوپلاسماها داراي دو ميزبان يعني گياهي و حشره مخصوصاً زنجره ها هستند.
اسپيروپلاسماها : اسپيرو پلاسماها در طول مطالعات مربوط به دو بيماري گياهي كشف گرديدند،اين دو بيماري عبارتند ازبيماري كوتولگي ذرت و بيماري خشكيدگي مركبات ، عامل خشكيدگي اولين Mollicutes است كه منبع آن گياه مي باشد. بوسيله كشت در سال1970بدست آمد. اين مليكيوتسها داراي ارگانيزمهاي بدون ديواره سلولي بوده وساختمان آنها حلالي شكل ميباشد. عامل خشكيدگي در سال 1973 بنام spiroplasma citri شناخته شد و اولين اسپيروپلاسمائي بود كه در آزمايشگاه كشت و مشخصات آن توسط همكاري هاي بين المللي ارائه گرديد. عامل بيماري كوتولگي ذرت در سال1975در آزمايشگاه كشت شد و مشخصات كامل آن درسال1986 ارائه وبنام spiroplasma kuukelliiنامگذاري گرديد. سومين نوع اسپيروپلاسمايي گياهي مربوط به سلول آوندي مشبك بنام spiroplasma phoeniceum در سال 1983و1984از گياه تلفوني آلوده درسوريه جداسازي وكشت گرديد.ميزبانهاي مختلف اين سه نوع اسپيروپلاسماي بيماريزا قبلاً مورد مطالعه قرار گرفته بود. از زمان تحقيقات اوليه بر روي s.kunkellii , s.citri تا به حال تعداد زيادي اسپيروپلاسما شناخته شده كه ناقل آنها زنجره بوده كه از طريق آن اسپيروپلاسما از گياه آلوده به گياه سالم منتقل مي گردد0به خاطر قابل كشت بودن اسپيروپلاسما مطالعات زيادي بر روي آنها از سال1970تا به حال صورت گرفته است. بعد از 25 سال تحقيق بر روي خشكيدگي مركباتspiroplasma citri به اين نتيجه رسيدهاند كه احتمالأ باكتري spiroplasma citri مهمترين باكتري شناخته شده از اين نوع بوده و براي تجزيه هاي ژنتيكي مناسب مي باشد.
فيتوپلاسماها : آقاي ده ئي و همكارانش مشاهده كردند كه در سلول هاي آوندي مشبك مربوط به گياهان آلوده به بيماري زردي ،عوامل بيماري يا ميكروارگانيزمها از نظر ساختماني شبيه به مايكوپلاسماهاي حيواني مي باشد ، بر اساس اين شباهت عوامل شبه مايكوپلاسما(mlo ) ناميده شدند. امروز بيشتر از 300 گونه گياهي مختلف متعلق به 98 خانواده كه با شبه مايكوپلاسماها آلوده مي باشند ، شناسائي شده است. با وجود كوششهاي بسيار زياد ، شبه مايكوپلاسماها(mlo )هرگز قابل كشت در آزمايشگاه نميباشند. ماهيت اصلي آنها تا سالهاي زيادي قابل شناسائي نمي باشد. فقط وقتي كه تكنيكهاي بيولوژي مولكولي در خصوص شبه مايكوپلاسماها (mlo ) بكاربرده شد ، مشخصات و خصوصيات آنها به سرعت شناخته شده و مورد برسي قرا گرفت.
امروز ميدانيم كه شبه مايكوپلاسماها درحقيقت عضوي ازكلاس مليكيوتس ها مي باشند زيرا:
1- ماده( G+C ) موجود درDNA آنها به ميزان 25-30 درصدشبه ميكيوتسها قابل كشت مي باشد
2- اندازه ژنم آنها با استفاده از روش الكتروفورسز ضرباني كوچك بوده و به اندازه 600 تا 1240 kbp مي باشد كه به گونه هاي ميليكيوتس مربوط ميشود.
3-DNA استخراج شده از برگهاي آلوده به شبه مايكوپلاسما(mlo ) براي تعيين DNAريبوزمي 16Sبا استفاده ازخصوصيات اين نوع DNA درشبه باكتريها مورد استفاده قرارگرفت مولكول DNA ريبوزمي 16s در شبه باكتري ها(mlo )مي تواند متوالي ورشته ايي باشد. اين تحقيق بر روي انواع زيادي از شبه باكتري ها(mlo ) صورت گرفت. مقايسه توالي نشان مي دهد شبه مايكوپلاسماها (mlo ) باید ازنظرژنتیکی گیاهی به باکتری های گروه اكولي پلاسما ویا انیروپلاسما باشند .
4- روابط وراثتی آنها گروه اكولي پلاسما به خاطر وجود کد UGA به عنوان کد متوقف کننده نه به عنوان کد تریپوفان مورد تائید قرار گرفت . این نشان می دهد که شبه مایکو پلاسماها( MLO ) مثل اکولی پلاسما از نظر فایلوژنتیکی یا ژنتیک گیاهی به ملیکیوتسهای اولیه شبیه بوده واین مطلب متضاد شباهت آنها به اسپیروپلاسماها می باشد . مدل اولیه و مخصوص DNA ریبوزمی 16Sمربوط به فایتو پلاسما طراحی گردیده است. DNA ریبوزمی مربوط به هر باکتری از نوع فایتو پلاسما می تواند به صورت رشته متوالی باشد و برای مطالعات ژنتیکی- گیاهی یا فایتوژنتیک استفاده گردد . همچنین می تواند برای آنالیزپلیمرفوس ( RFLP ) نیز به کار رود . کمیته رده بندی ملیکیوتس ها در سال 1944 شبه مایکو پلاسماها را بعنوان عضوی از کلاس ملیکیوتس دانست و واژه فایتو پلاسما را به جای شبه مایکوپلاسماMLO)) قرار داد. اين كميته همراه با تيم تحقيقي فايتوپلاسما بنام IRPCM پيشنهاد كردند كه واژه Candidatus براي گروهای اصلی فایتوپلاسما مورد استفاده قرار گیرد . هر گروه بیان کننده گونه های مشخص فایتو پلاسما می باشد . تا کنون 14 گروه از طریق آنالیز DNA ريبوزمي 16S بدست آمده است. فایتوپلاسما یی که درلیموایجاد بیماری میکند اولین فایتوپلاسمایی است که به عنوان Candidatus مورد بررسی قرارگرفته است. واسم آن عبارتنداز Candidatus phytoplasma aurantifolia. بررسی این فایتوپلاسما بر اساس مولکول DNA ريبوزمي 16S متوالی، محل توالی 23S,16S اندازه ژنم (genome) هيبریدازيسيون و تشابهات ژنتیکی با گروههای دیگر فایتوپلاسماها صورت گرفته است. رفتار فایتو پلاسما در محیط کشت گیاهی نیز بسیار جالب میباشد . فایتوپلاسماهای موجود در درخت سيب می تواند دربافتهای زایشی گیاه به طورطبیعی مستقر باشند اما همچنین فایتوپلاسماها دریافتهای آوندی ایجاد بیماری می کنند. مطالعات نشان می دهند که، حضور فایتوپلاسما در درخت سيب میتواند حتی بعد از 10 سال ایجاد بیماری نمایید. آنالیزRFLP در خصوص DNA کرومززومی نشان داد که هیچ گونه تفاوتی بین فایتوپلاسماها موجود در درخت سيب نمیباشد . پارامترهای رشد و غلظت فایتوپلاسما به منظور مقایسه رفتار چهار نمونه جدا شده از درخت سيب وهمچنین درشرايط مختلف مورد مطالعه قرار گرفت . مقایسه آمار بدست آمده بعد از 2 الي 8 سال نشان دهنده هیچ گونه اختلاف فاحشی نمیباشد.نگهداری فایتوپلاسمایی روی میزبانان درمحیط آزمایشگاه به مدت 8 سال و سپس انتقال آنها به گیاه اصلی دوباره تولید بیماری کرده وعلائم مشابهی را مثل کوچک شدن برگها و بزرگ شدن دمبرگها وکم شدن رشد ایجاد می نمایید. بنابراین ايزوله کردن فایتوپلاسمای سيب درشرایط آزمایشگاه به مدت 8 سال هیچگونه تغیيری در آنها ایجاد نمی نماید. به مدت 8 سال بر روی میزبان غیر طبیعی pyronia veitchii نگهداری می شد، هیچگونه علائم بیماری بر روی گیاه میزبان مشاهده نگردید هر چند در تمام گیاهان مورد آزمایش حضور داشت . اما درشرایط آزمایشگاهی فایتوپلاسما برروی گیاهانی مثل گل داوودی، گلايول، شمعدانی گیاه گل تلفونی و بادمجان ایجاد بیماری مینماید. مطالعاتی که بامیکروسکوپ الکترونی صورت گرفته است نشان دهنده مقدار زیادی فایتوپلاسما در محل سلولهای آوندی مشبک می باشد . کنترل بیماری در شرایط مزرعه با استفاده از تتراسایکلین صورت می گیرد در صورتی که مقدار آن در محیط کشت جهت کنترل به مقدار(12.5mgml-1 ) می باشد . اگر گیاه فقط یک بار مورد مطالعه قرار گیرد ، علائم بیماری باشدت بیشتری دوباره ظاهر می گردد.
بنابراین گیاه باید برای مدت زیاد و حتی ماهها به وسیله تتراسایکلین مورد درمان قرار گیرد . آنتی بوتیک های دیگر مثل اریترومایسن واسترپتومایسين نیزتا حدودی درمان کننده میباشند؛ اما به خوبی و موثری تتراسایکلین نیستند. گرما درمانی در درجه حرارت 32 تا 43 درجه سانتیگراد به مدت 4 ماه اصلاً موثر نمیباشد.
اين تحقيق بر روي انواع زيادي از شبه باكتري ها(mlo ) صورت گرفت در خصوص تاثير متقابل بين عوامل بيماري زا و گياهان ميزبان و همچنين حشرات ناقل ،مطالعات اندكي صورت گرفته است. مطالعات انجام شده بر روي بيماري spiroplasma citri نشان دهندهي اهميت تأ ثيرمتقابل و زمان بررسي آن مي باشد باكتري S. Citri يك عامل بيماري گياهي است ميزبان آزمايشگاهي اين بيماري گياه گل تلفوني بنام catharantus roseus است در طبيعت آلودگي گياهان فقط بوسيله حشرات ناقل بيماري صورت ميگيرد زنجيره اي بنام circulifer haematoceps مهمترين ناقل اين بيماري دركشورهاي منطقه مديترانه و غرب آسياي مي باشد. بنا براين بيماري s. citri داراي دو ميزبان بوده كه در بدن آنها توليد مثل مينمايد. يكي زنجيره و ديگري گياه. در اينجا ما به ژنهائي كه در بين اسپيروپلاسما ودو ميزبان آن تاثير متقابل ايجاد مينمايند علاقه مند ميباشيم. اين ژن ها بوسيله جهش و روشهاي نمايشي ( screenig) قابل رديابي و شناخت مي باشند.
يك روش جديد براي جهشهاي ژني بوسيله تزريق پرتوهاي رادیم tn 4001 به درون ژن هاي باكتري s. citri بوجود آمده است. اين روش براي ساختن ژنهاي عامل انتقال باكتري و مطالعهي آنها مورد استفاده قرار مي گيرد. اولين عامل انتقال مورد استفاده فرم متشابه RF باكتري S. citri . به صورت ويروس spv1 بوده اما عامل انتقال RF پايدار نبوده و DNA تزريق شده به سرعت تحليل مي رفت. اين پديده بوجود آمدن تركيبات همولوگوس RF شد و حذف مولكول دخالت داشت هر چند پروتئين reca جهت تشكيلHR كه در تشكيل همه گونه باكتري s. citriبسيارناچيز و كم بود. راه دوم استفاده از مركز توليد و منبع به وجود آمدن باكتري s. citri و DNA آن بود. (oric)تا بتوان مقدار زيادي پلاسميد مصنوعي توليد كرد. اين پلاسميدها با موفقيت به عنوان عامل ژنتيكي مورد استفاده قرار گرفتهاند. آنهايي كه داراي رشتههاي coLEL بودند دربين باكتريهاي E.coliوs.citri به عنوان حائل فعاليت ميكردند. بعضي ازاين پلاسميدها به صورت كرومزومهاي خارجي رفتار كرده و بعضي ديگر به ژنهاي اسپيروپلاسما در منطقه ي oric ملحق ميشدند.همراه با اين پلاسميدها مادهي اسپيرالين موجود درباكتري S. phoeniceum به مقدار زياد در باكتريs. citri متوان تزريق كرد همچنين در زير گونههاي باكتري s.citri و ژن هاي آن ميتوان به آساني به زير گونههاي ديگر انتقال داد. در اين خصوص ژن g113 از كپي زير گونه ها جهت جهش ژنتيكي tn 4ool انتخاب گرديد. زيرا اين ژن ميتواند به آساني توسط زنجره به گياه گل تلفوني انتقال يابد. در حدود 1000 نوع ماده جهش دهنده tn 4ool از باكتري s.citri بدست آمده است ماده ي جهش دهنده شماره553 در بدن حشره به خوبي رشد ميكند و به آساني به اندام گياه گل تلفوني انتقال يافته و به مقدار زياد در آن توليد مي گردد اما تا وقتي كه عكس العمل صورت نگرفته است، هيچگونه علائمي ايجاد نشده و نوع وحشي اسپيروپلاسما به صورت طبيعي باقي مي ماند. ماده جهش دهنده شماره 470 در بدن زنجيره ازدياد و توليد نشده و در نتيجه در بدن گياه انتقال نمي يابد . ژنهاي جهش دهنده كه در آنها خاصيت انتقال وجود دارد شناسايي شده اند در مادهي جهش دهنده شماره 553 ژن موثر و تاثير گذار در محل قند فروكتوز قرار دارد و اصلا ايجاد بيماري نمي نمايد. قند فروكتوز قابل انتقال نبوده ونمي تواند وارد فعاليتهاي سوخت و ساز در سلولهاي اسپيروپلاسما گردد. حال چطور حضور قند فروكتوز باعث بوجود نيامدن علائم بيماري مي گردد معلوم ومشخص نبود وبايد در اين خصوص تحقيق كرد. اميد است كه اين مطالعات نه تنها به فهميدن وشناخت اثر متقابل بين ميزبان وانگل كمك كند بلكه ارائه دهندهي راههاي جديدي براي كنترل بيماري در گياهان مي باشد .
منبع: http://www.ir-agri.com
معـرفي :
تنها شاخص بیماری اسکب که برای بيش از 400 گونه باکتري استرپتومايسيس (Streptomyces)مورد توجه قرار می گیرد پوسيدگي و ترک خوردگي پوست غده سيب زمينی است .
اسکب معمولي توسط چندين گونه باکتري بيماريزا خاکزي استرپتومايسيس مانند گونه استرپتومايسيس اسکبيز (S.scabies) و گونه استرپتومايسيس ترجيديسکبيز (S.turgidiscabies)ايجاد مي گردد ؛ گونه اسکبيز باکتري به عنوان عاملي مهم و کاملا شناخته شده در ايجاد آسيب هاي اسکب ثبت گرديده است .
این باکتري قادر است علاوه بر سيب زميني محصولات غده اي ديگر مانند تربچه ، زردک ، چغندر و هويج را نيز آلوده نماید .
بيماري اسکب گستردگي جهاني داشته و تقريبا هر جا که سيب زميني کشت می گردد يافت مي شود .
معمولا اسکب در تمام سطح زير کشت مزرعه اتفاق نمي افتد ولي نکته مهم در مورد سيب زميني هاي مبتلا به اسکب اينست که از کيفيت کمتري در بازار برخوردارند .
بنابراين آسيب و علائمي را که بيماري اسکب از نظر ظاهري به غده سيب زميني وارد مي کند ، موجب کاهش بازار پسندي آن در صنايع فراوري و مصارف تازه خوري مي گردد . (مخصوصا سيب زميني های مبتلا به اسکب عميق وحفره اي )
عـلائم :
نشانه هاي اسکب ، بر روي سطح پوست غده پديدار شده و آسيب و جراحت هاي ايجاد شده به سه فرم چوب پنبه اي نشان داده مي شود :
سطحي ( تصوير 1 ) ، برجسته ( تصوير 2 ) و حفره اي يا عميق ( تصوير 3 )

بعضي مواقع سطح آسيب ديده و مبتلا به اسکب ، قهوه اي رنگ شده که اين حالت به نام رُزت شناخته و نام گرفته است . (مخصوصا در سيب زميني هاي گرد و سفيد رنگ )
[ Russet - رزت : ناحيه خشن و متمايل به قهوه اي رنگ روي پوست سيب زميني بر اثر تشکيل بافت چوب پنبه اي ]
عمق اسکب حفره اي بسيار متفاوت است ولي به طور متوسط گاهی عمقي تا حدود 8/1 اينچ نيزدارد .
به طور کلي نوع تشکيل اسکب روي غده سيب زميني به چهار عامل مهم بستگي دارد:
• مقاومت گونه سيب زميني
• خصوصيت ژنتيکي عامل بيماريزا ( باکتري )
• زمان ابتلا به عفونت
• شرايط محيط
علائم اسکب اولين بار در اواخر فصل رشد يا در زمان برداشت مشاهده مي شود.
غده هاي حساس به محض تشکيل قابليت آلوده شدن را داشته و ظهور علائم اسکب به صورت بروز لکه هاي تقريبا قهوه اي رنگ روي سطح غده شروع که در طول چند هفته بعد از آلوده شدن ، جراحت حاصل از اسکب بزرگتر مي گردد . احتمال دارد آسيب هاي دايره مانند به هم پيوسته و بخش وسيعي از غده را در برگيرند . (تصوير3 )
معمولا اسکب زماني گسترش پيدا مي یابد که غده ها در شرايط نامناسب محيطي مانند :
گرما ، کم آبی (خاک خشک ) و PH بالاتراز 2/5 رشد نمايند . ( تصوير4 )
اسکب در خاکي با PH - 5/2 يا کمتر متوقف شده و گسترش نمي يابد .
البته توليد غده سيب زميني در خاک اسيدي نيز جراحت هاي سطحي ديگري ايجاد مي نمايد که به احتمال زياد ناشي از اسيد خاک است . اين بيماري بسيار شبيه اسکب معمولي است و اسکب اسيدی نام گرفته ؛ عامل بيماريزا اسکب اسيدی ، باکتري است به نام S.acidiscabies که در خاکهاي اسيدي با PH کمتر از 4 رشد مي کند . تشخيص بين دو نوع اسکب معمولی و اسیدی به دليل شباهت جراحت هاي ايجاد شده بسيار مشکل است .
باکتري ايجاد کننده اسکب معمولي ساپروفيت و قادر است در طول زمستان روي سطح غده و يا روی بقاياي محصول مانده در خاک زنده بماند.
[ساپروفيت به جانداري اطلاق مي گردد که روي مواد آلي يا مرده رشد مي کند و مواد مورد نياز خود را از تجزيه بافتهاي گياهي ياجانوري بدست مي آورد مثل قارچها و باکتري ها ]
باکتري توسط آب ( آبياري يا باران ) ، باد ، غده هاي بذري و يا حتي تجهيزات آلوده مزرعه از يک مکان به مکاني ديگر انتقال مي يابد . خاک اکثر مناطق کشت سيب زميني حاوي باکتري S.Scabis است و درصد جمعيت باکتري خاک را مي توان با استفاده از روشهاي تناوب کشت با حبوبات و يا کشت هايي که ميزبان اين پاتوژن نمي باشند کاهش داد ولي به طور کلي اين باکتري به دليل قابليت تکثير روي موادآلي موجود در خاک ، هيچگاه از بين نخواهد رفت .
سيـکل (چرخه) بيمـاري
باکتري ، توليد رشته هاي ميسليوم را نموده که رشته هايي به نام هيف از آنها منشعب و در نهايت هيف ها توليد هاگ مي کنند .
فصل بهار هيف های رويشی رشد کرده و به هيف های مارپيچی هاگزا تبديل مي شوند .
ديواره عرضي هيف هاگزا رشد کرده ، چوب پنبه اي و ضخيم مي گردد و در نهايت منقبض شده و رشته ميسليوم هيف ، مانند رشته زنجير از هم گسسته و هاگها تبديل به اسپورهاي منفرد مي گردند. همزمان با بلوغ هاگ رنگدانه خاکستري يا تيره رنگي بروز مي نمايد . زماني که هاگ در مجاورت يک ميزبان مناسب قرار گيرد شروع به جوانه زني کرده و مراحل آلوده شدن ميزبان آغاز مي گردد .
درجه حرارت مطلوب براي آلودگي غده سيب زميني به اسکب حدود 68 تا 72 درجه فارنهايت
(20 تا 5/22 درجه سانتيگراد) است ؛ اما عامل بيماريزا موجود درخاک در گستره حرارتي وسيعتري بين 50 تا 88 درجه فارنهايت ( 10 تا 31 درجه سانتيگراد ) نیز توانايي تهاجم به سيب زميني را دارد .
معمولا آلودگي به اسکب درابتداي تشکيل غده آغاز مي گردد . اصولا باکتري روزنه هاي تنفسي ( عدسک های ) غده را مورد تهاجم قرار داده ولي مي تواند برای نفوذ از هر زخم يا جراحت بسيار کوچک روي سطح غده نيز استفاده نمايد .
بعد از نفوذ ، باکتري در سه لايه سلولهاي پوستی رشد کرده و باعث مرگ سلولها مي گردد وبه صورت ساپروفيت از سلولهاي مرده غده سيب زميني تغذيه مي نمايد .
همچنين ماده ترکيبي را ترشح مي نمايد که باعث افزايش سرعت تخريب سلولهاي مجاور سلول آلوده گشته و اين عمل باعث تشکيل لايه چوب پنبه ای مي گردد ، بدین ترتیب که غده سيب زميني به منظور قرنطينه نگاه داشتن باکتري و سلولهاي آلوده اطراف آن ، چندين لايه سلولهای چوب پنبه ای توليد مینمايد .
همين که سلولهاي بالاي لايه چوب پنبه اي مردند باکتري از آنها تغذيه مي کند .
لايه چوب پنبه اي فشاری به ناحيه آلوده شده روبه خارج وارد نموده که باعث پوسته پوسته شدن پوست ، رشد و تکثير باکتري روی سلولهاي مرده غده سيب زمينی می گردد و نهايتا آسيب حاصل از اسکب گسترش خواهد يافت .
ممکن است اين چرخه در طول فصل رشد و نمو چندين بار اتفاق افتاده و گسترش خسارت ناشي از اسکب را در پی داشته باشد ، درضمن اندازه اسکب ايجاد شده روي غده سيب زميني بستگي به زمان آلودگي دارد .
قاعدتاً غده هايي که زودتر آلوده شوند آسيب و جراحت بيشتري خواهند داشت .
کنتـرل و نظـارت
هيچ روش برگزيده ای به تنهايي براي کنترل اسکب پيشنهاد نشده ، اما کنترل بيماري تاحدودي از طريق مبارزه تلفيقي و استفاده چند روش زير موفقيت آميز بوده :
1. استفاده از روشهاي کنترلي در زمان کشت
2. کاشت گونه هاي سيب زميني مقاوم به عامل اسکب ( ميزبان مقاوم )
3. استفاده از مواد شيميايي
1 ـ روشهای کنترلی زمان کاشت
چندين فاکتور به عنوان عوامل موثر در بروز شدت بيماري شناخته شده اند :
رطوبت خاک ، اسيديته خاک ، نوع افزودني هاي خاک و تناوب کشت ( گردش زراعي )
ـ رطوبت خاک
رطوبت خاک در زمان تشکيل غده ها نقش به سزايي در کاهش آلودگي به اسکب دارد .
روش آبياري براي کنترل اسکب از اوايل دهه 1920 ميلادي استفاده ميشده است . حفظ رطوبت خاک در مدت2 تا 6 هفته ابتداي تشکيل غده ها مانع آلودگي مي گردد . البته آبياري هميشه يک روش کاملا موفق نيست مخصوصا در مورد خاکهايي که ظرفيت کمتري براي نگهداري آب دارند . از طرفي ممکن است با آبياري بيش از حد بيماريهايي مانند
"پوسيدگي نرم و آبکي" (Pythium leak)و "پوسيدگي صورتي" (Pink rot) تشديد شوند .
ـ اسيديته خاک
خاکهاي اسيدي با PH پايينتر از 2/5 به طور قابل ملاحظه اي اسکب را کاهش داده و معمولا براي کنترل اسکب ، سيب زميني در خاکي با PH 5 تا 2/5 کاشته مي شود .
ـ افزودني هاي خاک
تأثير افزودني ها به خاک شامل کودحيواني ، آهک و .. روي کنترل اسکب ثابت نشده اما باکتري استرپتومايسيس با حضور محرک ها ، تحريک شده و مواد آلي را تجزيه مي نمايد . بنابر اين بهتر است تاحد امکان از کاشت سيب زميني در خاکهای سبک و محتوی مقادير زياد مواد آلی جلوگيری شود .
ـ تناوب کشت
تناوب کشت يک روش مهم و موثر بر کاهش ميزان سطح باکتري در مزرعه است . هرچند باکتري مي تواند چندين سال بدون کشت سيب زميني در خاک مزرعه به صورت يک ساپروفيت زندگي نموده ، باقي بماند و گياهان ديگر را نيز آلوده نمايد .
گزارش هايي مبني بر وجود باکتري روي ريشه گوشتي تعدادي از سبزيجات غده ای مانند چغندر ، هويج ، تربچه و شلغم اعلام گرديده .
تناوب کشت با حبوبات يا جو درکاهش بيماري کشت سالهاي آتي سيب زميني بسيار موثر است .
2 ـ مقاومت ميزبان
باوجوداينکه مکانيسم مقاومت بعضي از ارقام سيب زميني به اسکب معمولي به خوبي شناخته نشده ، اما طي برنامه هاي آزمايشي در چند مزرعه ، رقمهايي با درجه مقاومت متفاوت نسبت به اسکب شناخته و اعلام شده اند .
کشت ارقام مقاوم بهترين و ساده ترين راه مقابله با اسکب است گرچه اين روش نيز کاملا مطمئن نيست و چنانچه رقمی مقاوم در خاکی با مقدار زیاد باکتری و ساير شرايط نامناسب محيطي کشت گردد ، به اسکب آلوده خواهد شد .
3 ـ کنترل شيميايی
ترکيبات ضد ميکروبي و شيميايي که براي کنترل اسکب استفاده مي شوند تاحدودي موثرند .
ماده شيميايي مانند (3.5dichlorophenoxyacetic acid (3.5-D Telone ممکن است باعث آسيب ديدگي گياه شود .
تعدادي از ترکيبات ضد ميکروبي تاثير مثبت روي کنترل اسکب داشته ولي هيچکدام تاکنون ثبت نگرديده اند .
همچنين ماده شيميايي پنتاکلرونيتروبنزن (PCNB) که با نام بلاکر معروف است آزمايش گرديده و تاحدودي موفقيت آميز بوده .
[ اين ماده قارچ کش طيف وسيع و به منظور ضدعفوني بذر و خاک به کار برده مي شود ]
مطالعات نشان داده که استفاده از اين ماده در غلظت زياد روي کاهش عملکرد و سايز غده موثر است .
ماده pic-plus (کلروپيکرين) نيز در آزمایشاتی روی چند مزرعه نتايج مثبتي نشان داده ؛ نوع فعاليت و نحوه مصرف کلروپيکرين ، زمان مصرف آنرا محدود و مناسب استفاده در فصل پاييز مي گرداند .
[ اين ماده ضدعفوني کننده عمومي خاک و محيط ، وبه منظور ضدعفوني نمودن قارچ ، باکتري ، ويروس ، نماتد و حتي علفهاي هرز به کار برده مي شود ]
مترجم : ناهيد ضيايی ، مهرماه 1386
ziaei@iranpotato.ir /
nahid.ziaei@gmail.com
مولفان : Wharton, P. S., Driscoll, J., Douches, D., Hammerschmidt, R., and Kirk, W. W.
منبع : Michigan Potato Diseases Series; MSU Extension bulletin E-2990
سال انتشار مقاله : june 2007
بيماري زنگ نواري يا زنگ زرد گندم
Wheat strip rust
زنگ زرد يا زنگ نواري(سرخو)Puccinia striiformis يكي از بيماريهاي مهم گندم و جو است و تا حدودي تريتيكاله و چاودار و بعضي از گرامينههاي ديگر را تحت تاثير قرار ميدهد. به نظر ميرسد يولاف نسبت به اين بيماري مصون باشد. تا كنون ميزبان واسطي براي آن شناخته نشده است. اين بيماري در درجه حرارت پايينتر از درجه حرارت مناسب براي توسعه زنگ ساقه و برگ صورت ميگيرد. يوريديها به صورت نوارها يا خطوط زرد باريك عمدتاً روي برگها و سنبلچهها تشكيل ميشوند. زماني كه خوشهها آلوده ميشوند تاولها در سطح داخلي پوشينهها و پوشينكها ظاهر شده، در بعضي مواقع دانههاي درحال تشكيل را مورد حمله قرار ميدهند. يوريديوسپورهاي دو سلولي ، به رنگ قهوهاي تيره و از نظر شكل و اندازه شبيه به P.recondita است. تليوسپورها نقش چنداني در چرخه زندگي قارچ ندارند. تلياها بر روي سطح غلاف وبرگ به صورت نوارهاي قهوهآي تيره كه به وسيله اپيدرم پوشيده شدهاند، به وجود ميآيند. در مناطقي كه درجه حرارت خيلي پايين نيست ، قارچ به صورت يوريديوسپور وميسليوم روي غلاتي كه در پاييز كشت شدهاند، زمستانگذراني ميكند. شيوع وتهاجم ثانوي در شرايط خنك بهار آغاز ميشود هستند.
کنترل زنگ زرد:
استفاده از ارقام مقاوم و یا متحمل در اولویت قرار دارد.
سایپروکونازول(آلتو) SL 10% نیم لیتر در هکتار
تبوکونازول(فولیکور) EW 25% یک لیتر درهکتار
فلوتریافول(ایمپکت) SC 12.5% یک لیتر در هکتار
پروپیکونازول(تیلت) EC 25% نیم لیتر درهکتار.
کنترل شیمیایی به محض مشاهده اولین علائم کانون کوبی شود. درصورت وجود اپیدمی در مرحله سنبله مبارزه انجام شود
رشته گياه پزشكي
رشته گیاه پزشکی از آن رشته های نوپا ، کاربردی جذاب است که علاقمندان خود را جذب کرده است . عنوان گیاه پزشکی در علوم کشاورزی ایران از سال 1342 به جای «دفع آفات و حفاظت گیاهان» مطرح شده است. به طور کلی، در این رشته تشخیص و شناسایی آفات و عوامل بیماری گیاهان زراعی ، باغی، زینتی، جنگلی، مرتعی و فرآورده های گیاهی و همچنین شناخت علایم و چگونگی اثر آفات و عوامل بیماریهای انگلی و غیرانگلی بر گیاهان و آشنایی کامل با اصول و روشهای مبارزه، مورد بحث قرار می گیرد.
1-1 تعریف و هدف
در دوره کارشناسی مهندسی کشاورزی، عنوان گیاه پزشکی به رشته ای اطلاق می شود که در آن علوم و فن آوری در زمینه های شناخت آفات و عوامل بیماری زای گیاهی و اصول و روشهای مبارزه با این عوامل مورد بررسی قرار می گیرد.
هدف از ایجاد این رشته، تربیت کارشناسانی است که علاوه بر داشتن معلومات علمی و فنی کشاورزی عمومی، در زمینه گیاه پزشکی ، علوم مربوط به شناخت آفات و عوامل بیماری زای گیاهی را در حد کارشناسی به صورت نظری و عملی بیاموزند و با فنون و روشهای مختلف حفظ محصولات کشاورزی، همچنین مبارزه با آفات و بیماریهای گیاهی نیز به صورت علمی و کاربردی آشنایی کافی پیدا کنند تا بتوانند به عنوان مدرس در هنرستانهای کشاورزی، کارشناس اجرایی تحقیقات در مراکز پژوهشی کشاورزی و مدیر و مجری امور حفاظت گیاهان در موسسه های دولتی و خصوصی بخش کشاورزی خدمات شایسته ای را ارائه دهند. بر اساس آیین نامه آموزشی دوره کارشناسی، طول دوره کارشناسی گیاه پزشکی چهار سال است و دانشجویان به طور متوسط این دوره را در همین مدت طی می کنند. حداکثر طول زمان تحصیل مجاز در این دوره 6 سال و هر سال تحصیلی شامل دو نیم سال است. هر نیم سال تحصیلی شامل 17 هفته کامل آموزشی است. نظام آموزشی این دوره به صورت واحدی است و برای هر واحد درس نظری در هر نیمسال 17 ساعت آموزش کلاسی منظور می شود.
1-2 اهمیت و جایگاه در جامعه
با توجه به اهمیت محوری بخش کشاورزی در امر تغذیه و اقتصاد کشور و از آن جا که رسیدن به خودکفایی و استقلال اقتصادی در این عرصه، تضمین کننده استقلال سیاسی ما نیز خواهد بود. هر گونه تلاش برای افزایش تولیدات کشاورزی، بسیار ارزشمند و حیاتی است. یکی از راههای افزایش محصول، جلوگیری از زیانهای آفات و بیماریهای مختلف گیاهان و فرآورده های گیاهی است که هر سال، ضرر و زیان قابل توجهی را بر کشور تحمیل می کند. با توجه به دانش و فن آوری روز، لازم است روشهای علمی جدید، جایگزین شیوه های سنتی مبارزه با آفات و بیماریهای گیاهی شود، تا با افزایش سطح تولیدات از ورود محصولات کشاورزی خارجی بی نیاز شویم.
صنعت و بازارکار
تواناییهای لازم برای داوطلبان این رشته و ادامه تحصیل در آن برای ادامه تحصیل در رشته گیاه پزشکی- با توجه به ماهیت درسهایی که در این دوره تدریس می گردد- داوطلب باید علاقه مند به علوم زیست شناسی بویژه علوم مربوط به گیاه شناسی و کشاورزی باشد و با توجه به این که اغلب درسها دارای کار عملی در آزمایشگاه و یا در مزرعه است بنابراین داوطلب باید به کار در آزمایشگاه و مزرعه علاقه داشته باشد، همچنین در زمینه درسهایی مثل زیست شناسی و شیمی از دانش و اطلاعات لازم برخوردار باشد؛ بعلاوه توان جسمی برای کار در مزرعه و آزمایشگاه را داشته باشد.
تواناییهای فارغ التحصیلان
فارغ التحصیلان این دوره می توانند به عنوان کارشناس اجرایی یا تحقیقاتی در موسسه های مختلف دولتی و خصوصی بخش کشاورزی ایفای وظیفه کنند، همچنین با توجه به دوره های کارشناسی ارشد حشره شناسی و بیماریهای گیاهی و همچنین دوره دکترای گیاه پزشکی، می توانند در صورت داشتن شرایط لازم تا کسب آخرین مدارج تحصیلی در داخل کشور ادامه تحصیل دهند تا بتوانند مسوولیتهای بالاتر و مهمتر علمی، پژوهشی و اجرایی را بر عهده گیرند؛ همچنین پس از اتمام دوره دکترای تخصصی امکان همکاری در دانشگاهها و سایر مراکز علمی و پژوهشی به عنوان عضو هیأت علمی برایشان فراهم می گردد.
|
ردیف |
نام درس |
مقطع |
| 1 | مرفولوژي حشرات | کارشناسی ارشد |
| 2 | رده بندي حشرات | " |
| 3 | اکولوژي حشرات | " |
| 4 | فيزيولوژي حشرات | " |
| 5 | مديريت آفات | " |
| 6 | کنترل بيولوژيک حشرات | " |
| 7 | کنه شناسي تکميلي | " |
| 8 | سم شناسي تکميلي | " |
| 9 | سمينار1 | " |
| 10 | ناقلين بيمارگرهاي گياهان | " |
| 11 | مقاومت گياهان به حشرات | " |
| 12 | طرح آزمايشهاي کشاورزي2 | " |
| 13 | روش هاي پژوهش در حشره شناسي کشاورزي | " |
| 14 | رفتارشناسي حشرات | " |
| 15 | پايان نامه | " |
| 16 |
آبیاری عمومی |
کارشناسی |
| 17 |
آفات مهم درختان میوه |
" |
| 18 |
آفات و بیماریهای مهم گیاهان زینتی |
" |
| 19 |
آمار و احتمالات |
" |
| 20 |
اصول اصلاح نباتات |
" |
| 21 |
اصول ترویج و آموزش کشاورزی |
" |
| 22 |
اقتصاد کشاورزی |
" |
| 23 |
باغبانی عمومی |
" |
| 24 |
بیماریهای گیاهی |
" |
| 25 |
بیماریهای مهم گیاهان زراعی |
" |
| 26 |
بیماریهای فیزیولوژیک |
" |
| 27 |
تکنولوژی مبارزه شیمیایی |
" |
| 28 |
جلسه بحث |
" |
| 29 |
حشره شناسی |
" |
| 30 |
خاکشناسی عمومی |
" |
| 31 |
روشهای پیشرفته آماری |
" |
| 32 |
زراعت عمومی |
" |
| 33 |
ژنتیک |
" |
| 34 |
شیمی آلی |
" |
| 35 |
طرح آزمایشهای کشاورزی1 |
" |
| 36 |
عملیات کشاورزی |
" |
| 37 |
فیزیک عمومی |
" |
| 38 |
قارچ شناسی |
" |
| 39 |
گیاه شناسی 2 سیستماتیک و مرفولوژی |
" |
| 40 |
میکروبیولوژی عمومی |
" |
| 41 |
نماند شناسی |
" |
| 42 |
کارآموزی |
" |
| 43 |
کنه شناسی |
" |
| 44 |
آفات انباری |
" |
| 45 |
آفات مهم گیاهان زراعی |
" |
| 46 |
آفات و بیماریهای گیاهان جنگلی |
" |
| 47 |
اصلاح مبارزه با آفات و بیماریهای گیاهان |
" |
| 48 |
اصول تبدیل و نگهداری فرآوردههای کشاورزی |
" |
| 49 |
اصول رده بندی حشرات |
" |
| 50 |
اکولوژی |
" |
| 51 |
بند پایان زیان آور انسان و دام |
" |
| 52 |
بیماریهای مهم درختان میوه |
" |
| 53 |
بیوشیمی عمومی |
" |
| 54 |
بیماریهای ویروسی و باکتریایی گیاهان |
" |
| 55 |
جانور شناسی |
" |
| 56 |
حشرات گرده افشان و زنبور عسل |
" |
| 57 |
حشرهشناسی و دفع آفات |
" |
| 58 |
دامپروری عمومی |
" |
| 59 |
ریاضیات عمومی |
" |
| 60 |
زراعت غلات |
" |
| 61 |
سم شناسی |
" |
| 62 |
شیمی عمومی |
" |
| 63 |
علفهای هرز و کنترل آنها |
" |
| 64 |
فیزیولوژی گیاهی |
" |
| 65 |
فیزیولوژی حیوانی |
" |
| 66 |
گیاهشناسی 1فیزیولوژی و تشریح |
" |
| 67 |
ماشینهای کشاورزی |
" |
| 68 |
نرم تنان و مهره داران زیان آور کشاورزی |
" |
| 69 |
هوا و اقلیم شناسی |
" |
| 70 |
کاربرد رادیو ایزوتوپها در گیاه پزشکی |
" |
بيماري سفيدك سطحي توسط گونه هاي مختلف خانواده Erysiphaceae ايجاد مي شود . در ايران قارچ Leveillula solanacearum اولين بار در سال 1349 توسط ارشاد از منطقه قصر شيرين گزارش شده است . قارچ Leveillula taurica علاوه بر بادمجان روي گوجه فرنگي و سيب زميني خسارت وارد مي كند .
